دروغای قشنگ تو

یه عاشقم که قلبمو
داده بودم به دست تو
ریخته بودم خون دلو
تا برسم به وصل تو
گفته بودم جون دلم
باهات میام تا ته خط
جون می‌ریزم به پای تو
تا نبینم شکست تو

اشکامو دریا می‌کنم
واسه یه لحظه دیدنت
دلم می‌خواد پارو بشم
تو دست تو، تو قایقت
جون به فدای چشم تو
دوستت دارم یه عالمه
کاش می‌تونستم بمونم
با تو میون بودنت

یادت میاد گفته بودی
دوستت دارم یه آسمون
چشمامو از خودم بگیر
تا همیشه پیشم بمون
دروغای قشنگ تو
نشسته بود تو قلب من
برو دیگه دروغ نگو
رسوا شدی تو کهکشون

گفته بودم عاشقتم
به عشق من طعنه زدی
با خنده‌های الکی
به ذوق من لطمه زدی
وقتی گرفتارت شدم
اسیر و تبدارت شدم
ای بی‌حیای عاشقی
به پشت من دشنه زدی

سیاووش
کپنهاگ – ۲۰۰۸