نفرین ابد بر تو خمینی

نفرین ابد بر تو خمینی

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
که با آمدن خویش به تهران
به ایرانی، به ایران
بجز زخم، بجز درد
بجز کینه و نفرت
و جز دردسر و مرگ
و جز وحشت یکرنگ
دگر هیچ ندادی

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
کاندر دل اندیشۀ مهرت به غزه
هر لحظه فلسطین فلسطینی نمودی
تف بر شرف بی‌شرفت نخونده تاریخ
انسانیت و روشنی از مردم ایران ربودی
بردی به تاراج همۀ ثروت ایران
کردی شکم مرده‌پرستان
فرستادی به لبنان
به ایرانی بجز دار
بجز وحشت کردار
و جز رشوه و آیین سیه‌بار
دگر هیچ ندادی

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
که بر گور تو تاریخ نویسد
چنان‌گونه سیاووش نوشته‌ست و بگوید:
«پستی که ز مدفوع بت تازی‌پرستی
هم خورده و لیسد»
نامرد کثافت، خونخوار رذالت
دیوانۀ زنجیری و گمگشته
به دامان عبادت

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
که چون آمدی ایران
با حیله و نیرنگ و ریا، مکر فراوان
دیوان عرب سرزده از گور رسیدند
بیشرم چنان پردۀ عصمت بدریدند
سر از پدر و مادر و خواهر و برادر
دیدیم حرامزاده امامان از بیخ بریدند

نفرین به تو و بر پدرت مردک بیمار
گشتی چو به آستین وطن زهرِ سرِ مار
نفرین به تو ای مردک خونخوار
نفرین به تو پوفیوز خطاکار

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
که چون آمدی از راه
گفتی و شنیدیم و ندیدیم
آن چهرۀ مخدوش تو در ماه
کردی تو چنان مغلطه در کار بزرگان
گشتند همگی مفلس و بیچاره و گمراه

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
کشتی تو هر آن‌کس که سخن گفت
گفتی سخن اما چه بی‌ربط، سخن مفت
بی‌رحم و چه خودخواه
زدی دشنه به رگ‌های تن ما
نفرین به تو ای مردک دژخیم
آویزه نمودی به گردن همه یاران وطنخواه

نفرین، نفرین
نفرین ابد بر تو خمینی
که با مردن تو بی‌شرفِ پست
بر تخت نشست مردک یک‌دست
او نیز ز تو پست‌تر و رذلِ تبهکار
از پیر و جوان جمله به رگبار و به دار بست

روی سخنم با توست، ای سید علیِ ایمان‌سست
ما دشنه بر آن داریم، بر قلب تو باز آریم
اسلام و خدایت را در گور فرو آریم
این است روش ایران، بیهوده مپنداریم

روی سخنم با توست، ای خامنه‌ایِ نادان
بگریز و برو گم‌شو بی‌وقفه از این ایران
کز خشم سیاووش‌ها، ریزند هجوم مردم با خشم درونیشان
امروز به خیابان‌ها، فردا به جماران‌ها

دسامبر ۲۰۰۹
سیاووش